شعر طنز وسخنی با خدا به زبان ریاضی

به بنام خدایی که به ما یکی آموخت بر، یکی بودنش و عدد 2 را هر چه شیرین تر در دل و جانمان نهاد با دو نعمت بزرگ پدر و مادرمان و آنگاه عدد 3 را یاد گرفتیم ّآن هم در امنیت خانواده هر روز زندگی قشنگ تر شد زیرا می توانستیم تا میلیون میلیون انسان های مهربان این دنیا را بشماریم. از عدد نویسی فهمیدیم که دانشمندان کوچکی شده ایم که می توانیم خوراکی های خود را به قسمت های مساوی تقسیم کنیم و با دیگران شریک شویم و در زنگ تفریح می توانیم محبت هایمان را با هم جمع و مهربانی خودمان را با هم شریک شویم. چه جالب!!!

در تمام دوران زندگی می توانیم از ریاضی به شکل خوبی استفاده کنیم.

                                                   

   شعر طنز ریاضی

رياضي درس خشک و درس سردي است
رياضي بهر ما همچون نبردي است
نبردي کاندر آن تيغت مداد است
حريف و دشمنت مشق زياد است
نبردي کاندر آن خونت نريزند
ولي صفرت به رنگ خون نويسند
به ميدان نبردش چون نهي پا
نگاهت را بگرداني به هرجا

به هر سو بهر قتلت ايستاده
چهل فرمول تابع هاي ساده

به مشرق خيل خطهاي عمودي
به مغرب شصت و دو سور وجودي

براکت اين طرف با قدر مطلق
در آن سو حد و انتگرال و مشتق

دو صد لعنت بر ا ين اقوام سينوس
به تانژانت و کتانژانت و کسينوس

که فرمولهاي آن بي حد و بي حصر
بود در صورت و در مخرج کسر

خلاصه مي کنم ديگر کلامم
قبولش مي کني يا نه ندانم

به ميدان پا منه کارت خراب است
دراينجا نمره بيست چون سراب است

 

 

   سخنی با خدا به زبان ریاضی


 

خدایا! شکر که تو را حدی برایت متصور نیست. سپاس تو را که بی نهایت مهربانی و بی شمار پاک

خدایا! حمد و سپاس از آن توست که محیطی بر تمام عالم و تو تکیه گاهی بر تمام موجودات.

خداوندا! بنده ای هستم سراپا تقصیر که وجودم بر محور حیات در محاصره پیکانهای شیاطین است.

خدایا! دستم را بگیر که من کسری از توأم و وجودم از آن توست و همه مرا به نام تو می شناسند که من مشتقی از حد بی انتهای توام.

پروردگارا! ببخشای مرا آن لحظه که من بر عمودی غیر از تو تکیه می کنم و همه ستون ها ناپایدارند وقتی تو نباشی

بارالها! نمی خواهم فقط محیط زندگی ام از نام و یاد تو پر شود که من طالب آنم که مساحت وجودم از تو پر شود

معبودا! تو آن قدر گویایی که من از وصف تو ناتوانم بند بند وجودم از شعاع نور توست که گرم و روشن می شود. من می خواهم به تو برسم بدون آنکه لحظه ای بیم تقسیم و تردید داشته باشم.

الها! قلبم از فرآورده هایی انباشته شده که گاه تراکمی از نادرست هاست.

خدایا! من چون مثلثی هستم که می خواهم زاویه کارهایم قایم به وتری باشد که نام تو بر تارک آن نقش بسته باشد.

خدایا! می خواهم از ۱۰۰ درصد زندگی تو آن را پرکنی وقتی تقسیم می کنند تو باشی وقتی جمع می شوم تو شوی و آن گاه که مرا ضرب می کنند حاصل آن تو یعنی بی نهایت باشی اما مباد آن لحظه که منهای تو باشم.

خداوندا! آن روز را برسان که روح و جسم در تقارن هم و در موازی دستورات تو باشد.

بارالها! در روز معاد ترازوی اعمال مرا آن سان کن که کفه خوبی هایش ولو به ذره ای سنگین تر از اعمال ناشایستم باشد.

پروردگارا! مرا کمک کن، قلبم و جانم آن قدر وسیع شود که هکتار هکتار آن را بذر دوستی بکارم و مهربانی درو کنم.

خداوندا! تمام اعمال نیکم را به توان (n) برسان و آنها را هدیه می کنم به مساحت ۸+۶ تنی که گل وجودم از آنها سرشته شده است.

بارالها! ۱۰۳*(۲*۶۲) صلوات بر ۳-۸ نور مقدسی که آدم به نام آنها توبه نمود.

خدایا مرا ببخشای و در دایره زندگی مرا حیران خودت کن!

 


نویسنده: دوستدار ریاضی

.:: آخرین مطالب ::.

» معرفی متغیر ( چهارشنبه نهم مهر 1393 )
» تبریک سال تحصیلی 93 ( سه شنبه یکم مهر 1393 )
» يك ويژگي جالب مثلث خيام- پاسكال ( دوشنبه پانزدهم اردیبهشت 1393 )
» حیطه های شناختی ( دوشنبه هشتم اردیبهشت 1393 )
» کلینیک پرسش و پاسخ ریاضی ( دوشنبه هشتم اردیبهشت 1393 )
» سیزدهمین کنفرانس اموزش ریاضی کشوری ( دوشنبه هشتم اردیبهشت 1393 )
» روش هندسی برای حل معادله ی درجه 3 ( سه شنبه نوزدهم فروردین 1393 )
» سوالات طبقه بندی شده ریاضی 2 ( دوشنبه هجدهم فروردین 1393 )
» هفت سين قرآن‏ ( یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1392 )
» مدل جمعيت ( پنجشنبه پانزدهم اسفند 1392 )
» اطلاعیه ( دوشنبه دوازدهم اسفند 1392 )
» رادیان ( دوشنبه پنجم اسفند 1392 )